رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی

دانلود رمان چه خوبه عاشقی تاریخ:  به وقت سوم مرداد ماه نود و هشت. توضیح:...

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران

دانلود رمان چتر خیس باران رمان: چترخیس باران. ژانر: عاشقانه. خلاصه: باران دختری که درگیر...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان به بهانه درس خواندن

هستید.

دانلود رمان به بهانه درس خواندن

دانلود رمان به بهانه درس خواندن

دانلود رمان به بهانه ی درس خواندن دختری که در خانواده بزرگ شده که ازاد اما نه در درس خوندن…مجبوره برای درس خوندن هرکاری کنه حتی نامزد کردن با پسر.. . زمانی که مدرک تحصیلیش رو گرفت همه چی برای پدرش افشا میشه و پدرش برا حفظ ابروش  همه چی دست به دست هم میده به یه ازدواج اجباری

رمان های دیگر ما:

باشه بابا گاز نگیر می خواستم بگم بیا بریم کافی شاب رستورانی جایی  تانی حال ندارم بزار برای یه وقت دیگه..

نه نیار دیگه میزنم لهت میکنم بی هم هوا عوض میکنی هم برای من تعریف میکنی که چرا هاپو شدی!!!

کلافه نگاهی به ساعت انداختم گفتم :تا دو ساعت دیگه اماده باش میام دنبالت…

اکی جیگر فقط یه تیپی بزن که پسر کشون راه بندازیم جیگر … باشه بابا حالم بهم خوردپ.

مواظب باش رو من نریزه با تا های جیگر کوفت بای

دستامو رو به بالا گرفتم و گفتم :خدایا شکرت هر چی گیر ما میوفته عقب مونده….والا…

از رو تخت بلند شدم و به سمت حموم رفتم تازه وقتی شیر اب رو باز کردم

یادم افتاد از بابا اجازه نگرفتم ….. وللش بعدا اجازه میگیرم ..

یه یه ساعتی تو حموم اب بازی کردم و بعد از گربه شور کردنم از حموم اومدم بیرون….

اول از همه رفتم سراغ کمدم تا به قول تانیا پسر کشون راه بندازیم

تا کمر رفته بودم توکمد….ماشاالله کمد نیست که انباریه……بالاخرهانتخاب کردم اخیش

مانتوی سبز خردلیم که دکمه های طلایی درشت داشت رو پوشیدم کفش کیف ورنی سفیدم

رو هم باهاج ست کردم شال سفیدم رو که رگه ایی از سبز توش وجود داشت رو هم سرم کردم

اومم……دیگه چی بود ….اهان…..من که هنوز شلوار پا نکردم

خاک تو گورم…شلوار سفید چسبونمم پوشیدم ایول چی شدم …خدا مادرمو بیاموزه که چی ساخت …که البته در

مطالب پیشنهادی ما

27+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: نوشين 78
  • تعداد صفحه: 250
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. Farnoosh گفت:

    خیلی سریع و مزخرف پیش رفت

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.