رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی

دانلود رمان اتهام واهی من دختر مذهبی که پدرم به خاطر آبرویش و نقشه‌ی برادروهمخونم،...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

دانلود رمان در غم خود شادم

دانلود رمان در غم خود…

دانلود رمان در غم خود شادم مقدمه: هرگز این قصه ندانست کسی: آن شب آمد...

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن

دانلود رمان اقتدا کن اقتدا کن به " دلت " هر وقت بین دو راهی...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان همتا

هستید.

دانلود رمان همتا

دانلود رمان همتا نوشته مریم السادات نیکنام

همتا دختری که در یک خانواده ی سنتی تربیت شده ، از نوجوانی علاقه ی زیادی به پسر عموش داشته و حالا این علاقه شکلی دو طرفه و جدی گرفته ..ولی بنا به دلایل و مشکلات خانوادگی همتا مجبوره دست رد به سینه ی پسر عموش بزنه…و این وسط اتفاق عجیبی میافته که پسر عموش براش شرط میزاره و ازش میخواد ….‌‌

قسمتی از رمان

الهه دستش را دور کمرم حلقه کرد و کمک کرد تا روی نیمکت بنشینم…درد امانم را بریده بود و قطرات ریز ودرشت عرق از تیره پشتم درحال سرسره بازی بودند…لبم رابه دندان کشیدم تا بیشتر از این جلوی چند جفت چشم کنجکاو آبروریزی نکنم….نالیدم
ــ معطل نکن ..برو ماشین بیار
نگرانی در چهره اش بیداد میکرد..صاف ایستادو زل زد تو صورتم
ـــــ میشینی تا بیام؟
صورتم از درد بهم جمع شد وناله زدم
ــ راه دیگه ایم دارم مگه ؟بااین درد لعنتی کجا راه بیفتم تو میگی؟!…
کلافه نفس پس داد و کیفم راکه روی شانه اش سنگینی میکرد کنار دستم گذاشت
ــ خیلی خوب…این باشه پیشت تا من جلدی برگردم
دستم روی کمرم نشست و با سر حرفش راتایید کردم…با عجله سمت خروجی دانشگاه پاتند کرد و من پشتم را به تکیه گاه نیمکت چسباندم و دردآلود نام خدا را ناله زدم

 

لینک دانلود به درخواست نویسنده حذف شد

21+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مریم السادات نیکنام
  • تعداد صفحه: 450
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۵ دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    هنوز‌نخوندم!!
    به‌نظر‌جالب‌میاد‼️

    0
  2. ناشناس گفت:

    من پول رو واریز کردم اما هیچ لینکی نیومد

    0
  3. زهره گفت:

    سلام . رمان همتا که داخل کانال تلگرا گذاشتید نصفه هستش یعنی فقط تا صفحه ۲۰۰ هست در صورتی که رمان ۴۰۰ صفحه اییه

    4+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.