دانلود رمان ماه مهربان من

رمان ماه مهربان من (پسر همسایه ) به قلم فاطمه سودی

(عزیزان سودی، رمان کاملا واقعی بوده، تمام شخصیتهایش حی و حاضر در قید حیات هستند.)

خوانندگان عزیز رمان اقدام به چاپ بوده فقط سایت رمانکده حق فروش فایل را دارد. هرگونه برداشت آزاد یا بازنویسی یا پخش یا فروش در سایر سایتها بدون اجازه نویسنده ممنوع است و حتما تحت پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.

 

قسمتی از این رمان :

با صدای جیغ مانند مامانم که چشم باز کردم فقط و فقط احساس سکته داشتم و قلبم توی دهنم اومده همونجا شدیدا می کوبید!!!
سرمو بلند کرده کمی حواسمو جمع کردم و تا چشمم به مامانیم افتاد که بالای سرم ایستاده بود، با صدای لرزان و بریده بریده ام گفتم: اعظم بانوو… چه خبرته… اول صبحی اینجوری آژیر کشیدی… سکته رو زدم آخـه…
مامانم شاکی و بلند گفت: نگاه کن کجا خوابیدی؟ اصلا به ساعت نگاه کردی؟؟؟
تازه نگاهی کرده دیدم پشت میز قشنگ روی کتابم افتادم و …وووآآآیییی امتحانممم!!!!
مامان گفت: تا یه ساعت دیگه امتحانت شروع میشه تو هنوز خوابیدی؟؟
هراسان نگاهم بطرف ساعت چرخید که… دومین سکته رو کردم!!!!

 

لینک خرید نسخه کامل ماه مهربان من :

 

من 300x180 - دانلود رمان ماه مهربان من

 

از طریق درگاه زرین پال
logo1 - دانلود رمان ماه مهربان من
روش دوم خرید از طریق کارت به کارت هزینه
اگه به هر دلیلی با خرید از طریق اینترنت با دو روش بالا مشکل دارید میتوانید مبلغ ۷۵۰۰ به شماره کارت زیر کارت به کارت کنید و بعد به شماره تلفن (۰۹۰۲۴۰۸۴۸۵۸) نام رمان رو اس ام اس کنید و لینک رمان رو دریافت کنید
شماره کارت
2635 1274 1012 5892

trust seal - دانلود رمان ماه مهربان من

5/5 ( 1 نظر )
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: فاطمه سودی
  • تعداد صفحه: 943
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

۲ دیدگاه

  1. کیانا گفت:

    سلام من کتابو خریدم اما نمیدونم چجوری میشه نسخه کاملشو خوند لطفا راهنماییم کنید

  2. zari banoooo گفت:

    ازت خواهش میکنم جان من بگو ماهیار وپارلا به هم میرسن یا نه اگه میرسن بهم رمان رومیخرم تازه میرم همه رومجبور میکنم بیان بخرن فقط خواهشن بگو جان عزیزت
    راستی موردشور این دختره بی مصرفو ببرن اگه پیشم بودتیکه تیکش میکردم بی لیاقت
    الهی ننه ی ماهیار فدای ماهیار بشه اگه پیشم بود خودم میرفتم میستوندمش حیوونکی

ارسال دیدگاه

...بیشتر
logo-samandehi

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.