رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان ماهی بی حوض

دانلود رمان ماهی بی حوض

دانلود رمان ماهی بی حوض تو زندگی گاهی با آدم‌هایی رو به رو میشی که...

دانلود رمان استخاره عشق

دانلود رمان استخاره عشق

دانلود رمان استخاره عشق پریزاد دختری که درگیر یه عشق واقعی ودوطرفه میشه همه چی...

دانلود رمان مردها عاشق نمی‌شوند 2

دانلود رمان مردها عاشق نمی‌شوند…

دانلود رمان مردها عاشق نمی‌شوند ۲ این رمان ادامه جلد اول مردها عاشق نمیشوند است...

رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار

دانلود رمان تنفر دوار دختر #شیطونی که تو #جیب‌بری حرفه ای و اینبار برای خالی...

رمان عشق آمازونی جلد دوم

دانلود رمان عشق آمازونی جلد…

دانلود رمان عشق آمازونی جلد دوم نام رمان: جلد دوم عشق آمازونی نویسنده: آمنه آبدار...

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان طنز رمان عاشقانه

دانلود رمان جدید ماه من آرام بخواب

هستید.

دانلود رمان جدید ماه من آرام بخواب

دانلود رمان ماه من آرام بخواب به قلم درسا میزایی

درسا پویان، دختری که طِی یک حادثه در کودکی پدرش و از دست داده و به همراهه مادرش زندگی میکنه. متاسفانه در سنِ حساسی که درسا بیشتر از هر موقع به آغوشِ پر مهر مادرش احتیاج داره، مادرش و هم از دست میده.
خاله ی درسا، ساکنِ شمالِ و از درسا میخواد تا واسه ادامه زندگی، به شمال بیاد اما درسا مخالفت میکنه و با وجوده تمامه ناپختگی و بچگی هاش، تنها به نبرد با مشکلات زندگی میره.
چند سال بعد تو شرکتِ ساختمان سازی مشغول به کار میشه و قسمته طراحی نقشه فعالیت میکنه. تو همون حال و هوا، یکی از نقشه های اصلی و گران قیمت به سرقت میره

ژانر:عاشقانه، هیجانی، طنز
رمان: ماهه قلبم
نویسنده درسا میرزایی

 

مقدمه:

روزایی رفته که برنگشت، دعا ها که اثر نکرد، فاصله ها که پر نشد، خوابا که تعبیر نشد، تو که نیومدی، تو که مهربون نشدی، تو حتی نگرانم نشدی!
نیومدی، نشد. اما تمومه این سال ها به من یاد داد دیگه منتظر نباشم. منتظره هیچ قولی! هیچ حرفی!
غمه نداشتنت به من یاد داد اونقدر قدرتمند هستم که از نبودن و نشدن ها نمیمیرم. یاد داد منتظر نباشم و با اعتماد به خودم جلو برم، نه با تحسین و تشویقِ دیگران، نه با وابستگی و منتظره دیگران موندن و این، بزرگ ترین هدیه تو بود.
هدیه ای که نتونست من و به تو نزدیک کنه، اما تونست منُ به خودم نزدیک کنه.
ی وقتایی خواب میبینم تو تاریکی نشستی و از دور نگات میکنم. میدونی..دیگه منتظر نیستم.

رمان ماه من آرام بخواب

قسمتی از رمان :

دانای کل:
دخترک دستانش را به یقیه پلیور آن مرده جذاب و اخمو گرفته بود و دریای چشمانش ناگاه طوفانی شدو اشک و بی گناهی در ان موج میزد.
ضبری پلیوره ان مردو دستانه لطیف دخترک،تضاده جالبی داشت. مرد بدون توجه ب اشکو حرف های دختر،ان را با شدت ب عقب راند بدنه نحیفو کوچکش

در یک لحظه پخش بر زمین سردو بی روحه شرکت شد مرد کوچک ترین نگاهی خرجش نکردو بی تفاوت عقب گرد کردو به سمته پنجره اتاقه شرکتش رفت سیگاره دستانش را با همان فندک طلایی روشن کردو گفت:برو خدا رو شکر کن …

 

 نسخه انلاین بدون نیاز به دانلود این رمان : 

 

[pdf-embedder url=”https://www.romankade.com/wp-content/uploads/2019/01/ماه-من-آرام-بخواب.pdf” title=”ماه من آرام بخواب”]
40+
  • ژانر: عاشقانه ، طنز
  • نویسنده: درسا میزایی
  • تعداد صفحه: 639
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۲۳ دیدگاه

  1. کیمیا گفت:

    رمانش قشنگ بود اما اخرش واقعا بددتموم شد خیلی زدحال خوردم وقتی به اخرش رسیدم ای کاش جلد دومش هم رو بنویسید

    1+
  2. ناشناس گفت:

    نویسنده کتاب به دنبال انتقال یه مفهوم در راستای داستانش هست و اون گذر از شکست عاطفی و پذیرش اونه، که بسیار قابل احترام هست ولی در طی داستان سوال های زیادی به وجود میاد که تا انتهای داستان بهش جوابی داده نمیشه. یه سری کاراکترها مثل مهدی که اول داستان نقش پررنگی دارن به ناگاه از یه جایی به بعد از داستان انگار حذف شدن.
    تغییر کاراکتر متین با شخصیت کاملا مثبت و سفید در ابتدای داستان (انسان با وجدانی که به دنبال جبران اشتباه و قضاوت عجولانه شه) به شخصیت منفی و سیاه داستان در انتهای داستان، خیلی ناگهانی و بی منطق و بدون هیچ دلیل قابل قبولی بود. در مقابل شخصیت آرمان یا همون مازیار که اول داستان کاملا منفی هست بدون داستان پردازی کافی تبدیل به شخصیت مثبت قصه میشه

    0
  3. ناشناس گفت:

    چرا انیجورى بود؟؟

    5+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.