رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان

دانلود رمان تاسیان شخصیت گیسو برداشت آزاد از شخصیت واقعی هست! گیسو که از طرف...

دانلود رمان مردی از جنس پریان

دانلود رمان مردی از جنس…

دانلود رمان مردی از جنس پریان مقدمه: یکی بود، دیگری نابود! زیر این سقف کبود،...

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز

دانلود رمان پشت چراغ قرمز نویسنده : حانیا بصیری ژانر طنز /عاشقانه پشت قرمز داستان...

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق

دانلود رمان تومور عشق شاید دلدادگی هم مانند تمام مرض‌های دنیا، برای هر کسی اول...

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو

دانلود رمان گل شب بو داستان گل‌شب‌بو قصه‌ی دخترخاله و پسرخاله‌ایست که بی‌نهایت عاشق هم...

دانلود رمان جدال عشق و غیرت

دانلود رمان جدال عشق و…

دانلود رمان جدال عشق و غیرت روایت #واقعی از #استاددانشگاهی به نام #کمیل که #به...

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید

دانلود رمان گناه سفید «تقدیم به امید و نور چشم شیعیان، آقا صاحب الزمان و...

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم

دانلود رمان زیبادخت مظلوم رمان زیبادخت مظلوم... اثری فوق عاشقانه و عاطفی❤️❤️❤️ نویسنده: لیدا صبوری...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان طنز رمان عاشقانه رمان پلیسی

دانلود رمان عاشقانه ایرانی تلافی تا نابودی

هستید.

دانلود رمان عاشقانه ایرانی تلافی تا نابودی

دانلود رمان تلافی تا نابودی به قلم  زهرا حشم فیروز

مقدمه:

ترنم دختر مستقل و شیطونی که زخم دیده است و از جنس مخالفش متنفره ولی دست سرنوشت

بازی عشق و نفرت رو براش رقم می زنه و اون…

ژانر: طنز، عاشقانه، پلیسی، اجتماعی

نویسنده: زهرا حشم‌فیروز

 

دانلود رمان عاشقانه ایرانی تلافی تا نابودی

 

 

مقدمه :

به نام خداوند من که هر که داردش پادشاه است.
» جز من را که چاره نیست.
بایدم تا زنده ام در درد زیست.

عاشقم من، عاشقم من، عاشقم.
عاشقی را لازم آید درد و غم.

راست گویند این که: من دیوانه ام.
در پی اوهام ها یا افسانه ام.

زان که بر ضد جهان گویم سخن.
یا جهان دیوانه باشد یا که من.«
»نیما یوشیج«

خلاصه: ترنم دختر شیطون و زخم دیده ای که از جنس مخالفش متنفره ولی دست سرنوشت بازی عشق و نفرت رو براش رقم می زنه و…

قسمتی از رمان:

– ترنم جان؟ دخترم؟ بیدار شو دیگه، بسه چه قدر می خوابی؟
سرم رو داخل بالشت نرمم فرو بردم و با صدای خماری گفتم: مامان فقط پنج دقیقه دیگه، خب؟
– نخیر خانم خانما بلند شو، نیلوفر بیچاره مرد انقدر به گوشیت زنگ زد و جواب ندادی؛ آخر هم مجبور شد به تلفن خونه زنگ بزنه. راستی گفت بهت بگم ساعت ده و نیم می آد دنبالت آماده باشی.
پتو رو رو سرم کشیدم و با صدای خفه ای گفتم: خب حالا که زوده بذار بخوابم دیگه.
پتو رو از روم کشید و گفت: چه زودی؟ با شناختی که من از تو دارم دو ساعت طول می‌ کشه فقط آماده شی، الان هم که ساعت ده دقیقه به دهه.
با شنیدن ساعت سریع سرجام نیم خیز شدم.
-نه؟

چشمکی زد.
– آره، خب حالا که بیدار شدی برو دست و صورتت رو بشور و بعد هم بیا پایین صبحونه ات رو بخور.
چشم بالا بلندی گفتم؛ مامانم رفت. بعد از شستن دست و صورتم جلوی آینه نشستم، یا خدا!
چرا چشم‌ هام این قدر پف کرده؟

 

لینک دانلود این رمان حذف شد

 

32+
  • ژانر: طنز، عاشقانه، پلیسی، اجتماعی
  • نویسنده: زهرا حشم فیروز
  • تعداد صفحه: 428
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

یک دیدگاه

  1. تتلیتی گفت:

    اممم خوبه

    2+
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.