دانلود رمان زیبا و عاشقانه اشک نقره ای

رمان جذاب و جدید اشک نقره ای به قلم شکیبا پشتیبان

زیباترین حکمت دوستی عشق نیست. اعتماد است. پس مواظب باشیم با یک اشتباه کوچک به تاراج نرود.

#شکیبا_پشتیبان.
توجه: تنها خواهش من اینه که از روی اسم رمان قضاوت نکنید، خیلی از رمان‌ها هستند که اسم درستی ندارند با اون حال بهترین رمان هستند. با این حال من همیشه سعی کردم اسمِ رمان‌هام هم مثل رمان‌هام خوب باشه. امیدوارم از خوندن رمان لذت ببرید.
و عرض دیگر اینکه تمامی نوشته های داخل متن اثر خود نویسنده است اگر قصد کپی دارید با ذکر نام خودم باشه لطفا.
با تشکـر.

تاریخ نوشت:۱۳۹۷/۰۱/۱۴
ــــــــــــــــــــ

این رمان پیش از این بصورت فروشی ارائه شده بود که بعد از درخواست نوینسده هم اکنون میتوانید رایگان بصورت کامل دانلود فرمائید . حتما نظراتتون رو با ما در میان بزارید

نقره ای 300x300 - دانلود رمان زیبا و عاشقانه اشک نقره ای

رمان اشک نقره ای

خلاصه رمان اشک نقره‌ای:

عاشقانه قدم می‌زنم و برگ برگ گذشته را ورق می‌زنم و هر چه می‌گردم از او اثری نیست و انگار قرار است سرنوشت به تلخی بگذرد و هیچ‌کس نداند و از کیست و از چیست؟! کمند و سورن طی گذشته‌ای دور عاشق هم بوده‌اند که با مخالفت پدر و مادر، آینده آن‌طور که باب میل آن دو است رقم نمی‌خورد و کمند به یک ازدواج اجباری تن می‌دهد و نقره‌های تلألوی اشک در چشمان همه زندگی بخش می‌شود.
این رمان جلد دوم به همراه دارد.
ژانر: #عاشقانه_تلخ #غمگین  #اشک_نقره‌ای

مقدمه:

من برای به دست آوردن تو…
تمام دنیا را پا گذاشته‌ام.
و این بار…
ای جان‌تر از جانم.
از عزیزتر از عزیزترینم…
من برای تو…
فقط و فقط به خاطر تو…
قید همه‌ی جهان و دنیا را می‌زنم.
دوستت دارم بدون هیچ دلیل.

راوی: دانای کل.
امروز اول فصل بهار و روز اول عید سال هزار و سیصد و نود و هفت است. سالی پر از شور و شوق و نشاط.
درختان با گل‌های ریزَش جوانه زده بودند و فصل میوه‌های خوشمزه آمده بود.
گل‌ها رویش کرده بودند و فضای باغ حیاط را زیبا کرده بودند.
و دانه‌های ریز هم ریشه کرده بودند و در حال رشد بودند.

در داخل حوض آبی رنگ کوچکی که در وسط حیاط قرار داشت ماهی‌های

رنگی کوچک در حال شنا بودند. دور تا دور حوض گلدان‌های کوچک و بزرگ

پر از گل قرار داشت که با سبزه‌ها و درختان و گل‌های زیبا، حیاط را با صفا و دلپذیر نشان می‌داد.
در خانه‌ی کیوان سرمد مردی ۵۰ ساله غوغایی بر پا بود، مهمان‌ها همه

در حال شوخی و خنده بودند و میوه و آجیل و تنقلات می‌خوردند.
کتایون که او را کتی صدا می‌زدند و خانوم کیوان بود از ثمره عشقش دو فرزند

داشت. پسری بیست و شش سالِ که نامش کوهیار و دختری بیست و چهار

سالِ که نام او کمند است. کمند ازدواج کرده و نام شوهر او پیمان است.

و بچه‌ای چهار سالِ هم دارد که نام او را پارسا گذاشته‌اند.
کمند عاشق بود عاشق کسی که با تمام وجود آن را دوست داشت ولی با اتفاقاتی

که در گذشته پیش آمد پدر و مادرش با خودخواهی تمام و به اجبار او را از عشقش

دور کردند و به عقد پیمان در آوردند.
کمند پس از ازدواج با پیمان روحیه‌ی شاد و خوشش را از دست داد و همانند دختری

شد که جز متانت و سنگینی هیچ چیز ندارد. تنها وابستگی‌اش به پارسا باعث شد

که این زندگی را تحمل کند.
کوهیار هم مجرد بود و قبل از وقوع سال تحصیلی جدید فوق لیسانس را گرفته بود.

این پسر عاشق نشده بود که حال بد خواهرش کوچکش را بفهمد.

 

سایر رمان های شکیبا پشتیان نویسنده خوب و توانای سایت رمانکده :

رمان سوگی

رمان راز پنهان یک شبح

رمان هیرکان

رمان شبحی در تاریکی

رمان همیشه بی قرار

رمان به رویاهای کودکیت چشمک بزن

 

نسخه انلاین بدون نیاز به دانلود این رمان :

اشک نقره ای
5/5 ( 1 نظر )
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: شکیبا پشتیبان
  • تعداد صفحه: 191
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

یک دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    سلام ببخشید این رمان شما جلد دوش کجاست برای همین است که من خیلی کم رمان می خونم بعضی از این رمان ها که جلد دوم رو دارند اصلا نمیشه پیدا کرد خواهشا اگر رمان می نویسید یک جا بنویسید یا قسمت دومش هم همراهش باشد ممنون

ارسال دیدگاه

...بیشتر
logo-samandehi

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.