دکلمه صوتی یادت که می آید

دکلمه صوتی یادت که می آید با صدای احسان بصیری و به قلم مینا ر

یادت که می آید ؟
و می دانی که یادم هست
آن سحر
صبح آن روز قشنگ
با دو چشم روشن و با آب و رنگ
من رسیدم بر درت
قبل از آنکه رفته باشد
نور مهتاب از سرت
شوق دیدار تو بود و ….
شورشی در جان شیدا
من نشستم
بر آستان عشق تو زانو زدم
آن قدر ….
تا پر کشد جان از تنم
لحظه ها از هم گذشت
یک ستاره چیدم از دامان صبح
شاخه ای “”مینا “” ز دستان سحر
بر گرفتم …
کاشتم من جای پای دیشبت
بار دیگر ….
ساعتی بر من گذشت
آسمان آبی شد و ….
خورشید در چشمان من
تاجی از نور طلا بر سر نهاد
من نفس در سینه ام دیگر نبود
از تو بر من یک نشان بر در نبود
من تمنا کرده بودم بیشتر
این قرار آخر از یادت مبر
رفته بود از یاد حرفهایمان
جان اسیر دست پیمان هایمان __مینا ر

مطلب پیشنهادی
دکلمه صوتی نیمه شب

 

دکلمه صوتی یادت که می آید

دکلمه صوتی یادت که می آید

 

 

دسترسی به کانال تلگرامی دکلمه های صوتی جهت دسترسی کلیک کنید

جهت دسترسی به سایز دکلمه های صوتی سایت رمانکده کلیک کنید

 

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

دانلود اپلیکیشن رمانکده
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.