رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه و جدید عیش و نوش

هستید.

دانلود رمان عاشقانه و جدید عیش و نوش

رمان عیش و نوش اثر: کلثوم حسینی( گلی)

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه:

عسل در دوران جوانی با اروندکیان پسر تاجر معروف تهران بدون هیچ علاقه ای ازدواج می کند، بعداز مشکلاتی در راه زندگی متاهلی

با روانشناس مشهور وجذابی به اسم مهرداد آشنا و برخورد می کند. ناخواسته عاشق او می شود و تمنای او را در دل می پروراند… عشقی خاص دل هر دو نبض می زند و پایانی خوش…

مهرداد وعسل چه مشکلاتی در سر راه عشق خود متحمل می شوند و اروند همسر سرمایه دار عسل چگونه برخوردی می کند؟
همه و همه در رمان زیبای ” عیش ونوش”
ناب و بی تکرار و جذاب
اثرنویسنده جوان انجمن رمانهای عاشقانه:
گلی حسینی.

دانلود رمان عاشقانه و جدید عیش و نوش

دانلود رمان عاشقانه و جدید عیش و نوش

قسمتی از رمان :

*عسل*
کتابم همراه با حرص گوشه از رخت خوابم پرت کرده و موهایم را چنگ زدم و:
آخ. مامان چرا من؟
دورم را از نظر گذارندم و همچنان افزودم:
من درس دارم، کلی هم کار… آخه به کی بگم من کار دارم؟
مادرم زیرچشمی نگاهم کرد و با اخم رویش را برگرداند و از درگاه در کنار رفت:
من نمی دونم عسل، بابات گفته آقای کیان به همراه خوانوادش واسه تعطیلات عید اینجا می آن. منم کمر و

زانوم درد می کنه وگرنه خودم می رفتم واسه تمیزکاری اونجا.
ناخواسته اخم هایم درهم شد و پوفی کشیده از جایم برخاستم و درحینی که قدم هایم شتاب می دادم نطقم را بازکردم:
باشه می رم ولی، بدون اگه امتحانم رو خراب کنم واسه خودم بده!
یه ساله دارم تلاش می کنم واسه کنکور که حداقل بتونم توی رشته مورد علاقم قبول شم.
مادرم پوفی کشید و سرش را همزمان که به سمت آشپزخانه کوچکمان باطرح ساده کابینت های سفیدفلزی

به همراه آبچکان قدیمی می رفت جوابم سرتاپا ایستاده داد:
عسل، خودت می دونی بابات راضی نیست تو درس بخونی ولی، بازم توکار خودت و می کنی؟
دردت چیه تو دختر؟
لبم هایم با حرص از داخل لپم گزیدم:
د دردم اینه که شماها درکم نمی کنین؟
بابا من دوست دارم مهندس کشاورزی بشم، کجاش بده؟

 

دسترسی به کانال سایت رمانکده

دلنوشته های عاشقانه و زیبا جهت دسترسی کلیک کنید

اشعار عاشقانه جهت دسترسی  کلیک کنید

دانلود نوشته های گلی حسینی جهت دانلود کلیک کنید

 

مطالعه آنلاین این رمان بدون نیاز به دانلود

[pdf-embedder url=”https://www.romankade.com/wp-content/uploads/2018/12/عیش-و-نوش.pdf” title=”عیش و نوش”]
29+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: گلی حسینی
  • تعداد صفحه: 402
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۱۰ دیدگاه

  1. مجید طهماسبی گفت:

    سلام ایا فایل صوتی دارد

    0
  2. حسینی گفت:

    سلام رمان جدید نویسنده عیش و نوش داخل کانال خودش به نام رمان تاخته ام باختم شروع شده جوین بشین بخونید لطفا.

    0
  3. کیانا گفت:

    چرا انقدر متن کتابی بود ؟انقدر کتابی ننویسین لطفا

    1+
  4. Pardis گفت:

    برام عجیبه که چرا جز رمانای محبوب شده، خیلی معمولیه و خیلی رمانای بهتری من خوندم اینجا

    0
  5. Setareh گفت:

    عالییییییی

    0
  6. مریم گفت:

    عالی بود .

    1+
  7. آرزو گفت:

    من از تمام نویسندگان ممنونم ک رمانهای زیبایی مینویسین

    1+
  8. Sepideh گفت:

    واقعا عالی بووووود ممنون از قلم خوبتون …

    2+
  9. آلما گفت:

    رمان خوبی بود منتها قلمش سنگین بود بعضی جاهاش هم گنگ بود,مثلا بیتا گفت اروند چندماه بیشتر زنده نیست بعد بعد پنج سالش دوباره واسه عسل خواستگار اومد به مامانش گفت بذار چهلم اروند تموم شه بعد؟!!!

    1+
  10. مائده گفت:

    جالب نبود …

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.