دانلود رمان من عاشقم یا تو رمانی بسیار زیبا و عاشقانه

دانلود رمانی بسیار زیبا و عاشقانه

 

خلاصه :

دختر خبرنگاری که برای رسیدن به اون چه آرزوهاشه سخت تلاش می کنه و از نامزدش غافل می شه .
تا اینکه یک روز برای مصاحبه با یک تاجر معروف فرستاده میشه ، معین صدرا مرد مغرور با گذشته ی پر از

رمز و رازی که نه تنها آینده ی خودش بلکه آینده ی سوگل و نامزدش رو هم دست خوش تغییرات میکنه .

نویسنده: سارگل

 

مقدمه :

عاشق بودی ، عاشق منه رو سیاه …
منی که خودم رو به خاطر گاز زدن به یه سیب کال و کرم خورده از بهشت وجودت روندم .
به قعر جهنم افتادم ، دوباره اومدی …
اما این بار تو اون آدم عاشق نبودی !
خواستم حوا بشم اما راه برگشتی نداشتم ….
سردرگمم ، نمیدونم …
من عاشقم یا تو ؟
ادعایی ندارم ، اگر عاشق بودم نمیرفتم .
اما تو اگر عاشق بودی میماندی .
با روی سیاهم برمیگشتم ؛
عاشق بودی میبخشیدی ، اما نه …
روی این حس لعنتی بینمان نام عشق مضحک است .
به این نتیجه رسیدم که نه من عاشقم و نه تو …
قبول کن ، بزرگ شدم اما دل کندن سخته .
قبول کن ، خیلی راحت دل کندی …
قبول کن پشیمان شدم .
قبول کن نبخشیدی .
باشه عاشق نیستم….
تو هم عاشق نباش …
بگذار به این دل تلقین کنم که عاشقی از بین رفته .
عاشقی رو از یاد میبرم …
تو هم فراموش کن

عاشقم یا تو 300x300 - دانلود رمان من عاشقم یا تو رمانی بسیار زیبا و عاشقانه

قسمتی از رمان :

 

انگشت هامو در هم میپیچم ؛
هیجان داشتم ، برای اولین استقلال کاری که به عهده ام گذاشته بودن .

باورم نمیشد ، هم خوشحال بودم و هم از استرس دست و پام یخ زده بود .

رویای باورنکردنی بود ، من برای مصاحبه با یکی از تاجر های بزرگ ایران اومده بودم .

با معین صدرا ، کسی که آوازه ی موفقیتش این روز ها تیتر هر روزنامه و خبرگزاری بود .

نگاه زیرزیرکانه ای به اطراف میندازم ، همه جا از تمیزی برق میزنه ؛

دیزاینش انقدر شیک و قشنگه که برای من مثل رویا میمونه .

نیشگونی از کنار پام میگیرم و به خودم تشر میزنم :
-ندید بدید بازی ممنوع.

تشر میزنم اما به خودم حق میدم ، کی میتونست چشم هاشو روی اون همه جمال و جبروت ببنده ؟
اون هم منی که برای رسیدن به این جا انقدر تلاش کردم .

بالاخره ، بعد از کلی معطلی منشی جناب صدرا از جا بلند میشه و خطاب به من میگه :
-دنبالم بیاین خانم فرهد .

از جا بلند میشم ، کیفم رو ، روی شونم میندازم و پرونده ی موفقیت های جناب صدرا رو هم به دست میگیرم .

دیگه وقت بچه بازی و شیطنت نیست ، با جدیت تمام دنبال منشی میرم ،

صدای تق تق پاشنه های کفشم بهم اعتماد به نفس و قدرت میده .

لباس های رسمیم ، منو حسابی برای ملاقات با این جناب کله گنده آماده کرده .

منشی ، در یک اتاق رو باز میکنه و با لفظی کشیده و زیبا جمله اشو بیان میکنه :
-خانم فرهد توی اتاق جلسه منتظر باشید تا جناب صدرا بیان برای مصاحبه .

 

دسترسی به سایر رمان های عاشقانه سارگل جهت دسترسی کلیک کنید

داستان های کوتاه زیبا جهت دسترسی کلیک کنید

مطالعه آنلاین این رمان بدون نیاز به دانلود

من عاشقم یا تو
3.2/5 ( 6 نظر )
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سارگل
  • تعداد صفحه: 787
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

۱۴ دیدگاه

  1. ماندانا گفت:

    من رمان من عاشقم یا تو را خوندم ولی قصاص داخل یه کانال دیگه بود میخوندم اخراش بود که یه دفعه کانال حذف شده میشه راهنماییم کنید کجا بقیش را بخونم

  2. ناشناس گفت:

    اره خیلی قشنگ بود

  3. Pardis گفت:

    داستان خیلی جذاب و جالبی بود اما فقط یه نکته که عجیبه به نظرم اینه که چقد احتمالش وجود داشت که برادر ماهور دوست سروش باشه تو دانشگاه که اتفاقا همون سروش بعد از اینکه از زندان درمیاد یعنی چند سال بعد دشمن ماهور هم میشه و سروش و معینم باهم دشمن میشن:)) مخصوصا اینکه تو دانشگاهم ماهور واسه معین پیام میداده و زیرآب سروشو زد درحالیکه اون زمان هنوز سروش زندان نرفته بود که بخواد با یزدان آشنا بشه که اصن ماهور با سروش دشمن بشه! بعد یعنی وقتی ماهور دیده سروش با یزدان دوست شده با خودش نگفته ا این همونه که با معین دوست بود من زیرابشو زدم؟ نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه!کاش اینارو یه جور‌دیگه به هم ربط میدادن اما در کلی جالب بود ممنون

  4. ناشناس گفت:

    سلام چرا لینک رمان رو می زنیم پیام میده به نظر می رسد این گروه وجود ندارد؟

  5. M گفت:

    سلام سارگل عزیز احسنت به این قلم شیوا وروان،سارگل جون من چند هفته است دارم رمان قصاص رو میخونم خیلی عالی وآموزنده ست این رمان رو به دخترم ودوستاش که دانشجو هستن توصیه کردم ولی متاسفانه از پارت ٢٢٩ به بعد و٢ تا ١٨ رو کانال هست خواهشاپارتای قبل ٢٢٩ رو برام بفرست تا بخونیم اینطوری عین مرده نیمه جون داریم رمانو میخونیم . ممنون آرزوی سلامتی وجودنازنینت وپایداری قلمتو داریم

  6. ناشناس گفت:

    پس بقیه داستان چی شد؟؟

  7. زهرا گفت:

    سارگل جان این داستان واقعا خیلی منو تحت تاثیر قرار داد میشه بپرسم بر اساس حقیقت نوشته شده یا نه؟

  8. sana گفت:

    عالییییییی

  9. sana گفت:

    عالیییییییییییییییییییی

  10. فاطمه رضایی گفت:

    خیلی جالب بود

  11. Negaf گفت:

    سلام گلم
    من هرکاری میکنم وی دی اف دانلود نمیشه ، چک میکنید لطفاً ؟

  12. Sepideh گفت:

    قلمتون خیلی عااااااااااالی بود ممنون ….

ارسال دیدگاه

...بیشتر
logo-samandehi

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.