رمان های ویژه سایت ما همه رمان ها
دانلود رمان تردیدی به رنگ دل

دانلود رمان تردیدی به رنگ…

دانلود رمان تردیدی به رنگ دل رمان تردیدی به رنگ دل دل آشوبم از زندگی...

رمان او خودش باران بود

دانلود رمان او خودش باران…

دانلود رمان او خودش باران بود حامد به اجبار ماه منیر را راضی کرد تا...

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی

دانلود رمان دختران مثبت در…

دانلود رمان دختران مثبت در همسایگی پسران منفی "این رمان اختصاصی انجمن رمان‌های عاشقانه‌ است...

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش

دانلود رمان ساقه ترد تپش دینا به دنبال یافتن آرامشی که گم کرده به خانه...

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا

دانلود رمان فریاد بی صدا فریاد بی‌صدا فریاد مردیست که با تمام احساس و روحیه‌ی...

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا

دانلود رمان ماریتا دلنواز دختری محکم و مستقل است که در پی آسیب های روانی...

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل

دانلود رمان چیره دل به قلم: کلثوم حسینی نوع قلم: ادبی با دیالوگ محاوره. شخصیت‌ها:...

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آوازه

دانلود رمان آواز برهان خسته از کشمکش های موجود در خانواده راهی تهران میشه تا...

شما در مسیر:

صفحه اصلی

رمان عاشقانه

دانلود رمان دختر پسر والیبالی

هستید.

دانلود رمان دختر پسر والیبالی

دانلود رمان دختر پسر والیبالی

نوینسده : Nasi 30 _ o عضو انجمن رمان های عاشقانه

ژانر: #اجتماعی# عاشقانه
تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۲۸۰

 قسمتی از رمان :

…..خسته و کوفته کوله ام رو روی شونه ام جابه جا کردم و توی پیاده رو قدم زنان راه میرفتم.
اسمم آیدین رادمنش و تازه درسم رو تموم کردم ۲۶ سالمه و وضع مالی نسبتا خوبی داریم.
برای درس هم به خارج از کشور اومدم و همینجا یعنی امریکا موندگار شدم البته گاهی

هم به ایران میرم و اونجا به پدر و مادرم سر میزنم.
اینجا به کمک پدرم یک شرکت تاسیس کردم تا دستم تو جیب خودم باشه؛ یه شرکت

واردات صادرات قطعات کامپیوتر .
خیلی به والیبال علاقه دارم و توی کلاساش شرکت کردم. محیط خوبی داره و خیلی

مدرنه؛مربیمون یک اقای میانساله و منو خیلی دوست داره و به خاطر بازی خوبم منو

ب لول های بالاتر بردن و الان تقریبا حرفه ای بازی میکنم. امروز رو خواستم واسه تنوع

پیاده بیام با و همین فکرا به خونه رسیدم.
یک واحد تو یه برج ۲۰طبقه واحد بزرگ و خوبیه ولی از سر من تنها زیادیه و همیشه

خدا انقدر کثیف و شلوغه که به زور یه جا برای نشستن پیدا میشه.
در واحدو باز کردم و کوله ام رو روی مبل پرت کردم و خودمم روی کاناپه لم دادم.
حوصله عوض کردن لباسام رو نداشتم واسه همین با همون لباسا خوابیدم. چشمامو

رو هم گذاشتم تا کم کم خوابم ببره و نفهیدم چیشد که خوابم برد.
با صدای زنگ موبایلم بیدار شدم!
– الو سلام آیدین کجایی پسر؟
+سلام پویا جان منم خوبم میدونم
–خیل خب، خوبی؟
+ب خوبیت حالا چیکار داشتی زنگ زدی؟
_ روتو برم هیچی لؤناردو جو برش داشت شرط بندی کرد حالام باخته شام همه

رو دعوت کرده ، گفتم زنگ بزنم بیای؛ میای دیگه نه؟؟
+باشه میام من که حوصلم سر رفته حالا کجا میرید؟
– میخوایم ببریمش یه رستوران ایرونی یه شام ایرونی بهش بدیم حال کنه

فهمیدی کجا؟
+اره فهمیدم باشه داداش شب میبینمت
-اوکی دادا خدافظ
+بای
اوف خوب شد زنگ زد وگرنه از تنهایی میپوکیدم!
*دختر و پسر والیبالی*

 

لینک دانلود دلنوشته های عاشقانه :

www.romankade.com/category/دلنوشته-های-عاشقانه/

 

لینک دانلود رمان حذف شد

7+
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: Nasi 30 _ o
  • تعداد صفحه: 280
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمانکده میباشد و کپی برداری از این اثر چه با ذکر و چه بدون ذکر منبع حرام می باشد .

  • منبع: www.Romankade.com

نظرتون راجب این رمان چی بود؟

۳ دیدگاه

  1. نیکی گفت:

    رمان خوبی بود با آرزوی موفقیت برای شما

    0
  2. Tanin Joon گفت:

    رمان خوبی بود

    0
  3. ناشناس گفت:

    قلمتون عالی بود و همین طور موضوع ولی هیجان زیادی نداشت

    0
...بیشتر

رمانکده را در رسانه ها دنبال کنید...

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.