دکلمه صوتی فوق العاده زیبای زندگی در برزخ

5 (100%) 161 رای

دکلمه صوتی زندگی در برزخ با اجرای زیبای حمید محسن

زندگی در برزخ
اتوبوس بی حرکت اتوبوس طولانی بوی گند پا و عرق تپه های انسانی،

بوی اعتراض خفه، عاشقان یکطرفه، قاتلین بالفطره بین این همه جانی،

بحث تن کنار وطن، اندی و ساسی مانکن، ساقیا بده جامی زان شراب

روحانی، مالی به بی شرمی، حرفهای سرگرمی از تحرک مرزی تا حقوق

درمانی، گریه فرشته به غول، مردهای آلت و پول، دست سرد یک دختر،

بحث داغ ارزانی، اتوبوس و حرکت تن، چادر گرفته زن، ترس دوزخ موعود در

نگاه شیطانی، عشق و نفرت از یارو دختران دانشجو، مثل گریه بهار و ژاکت

زمستانی، زوج های بوس و بغل، پچ پچ سعید و عسل، مثل لانه زنبور هنگام

گرده افشانی، خواندن دعا و حدیث وقت خوردن ساندیس عاقبت مچاله شدن

توی قوطی رانی، چند زوج و چند رفیق، چند لنز رنگی جیغ چند موی سیخ شده

توی راه مهمانی، چند دوره گرد زن توی فکر پیراهن،، استرس و ساعتها بازی خیانتها،

چترهای بی مصرف چشم های بارانی، تیپ و هیکل هنری در کمال بی خطری،

ریشه های در کافه ریش های عرفانی، یک زن بدون دهن در سرش شب و سرطان،

روزهای غمگینش تحت پرتو درمانی،پرسه توی شهر شلوغ درمیان دود و دروغ،

پسران راست شده دختران خیابانی، دستهای در گردن محض امتحان کردن،

دکلمه صوتی

جای مهر رد و قبول مانده روی پیشانی، فصل سرد صید فروغ لای جزوه های حقوق،

دست یک زن تنها، دستهای سیمانی، چشم زن به کیفی زرد توی کیف عکس دومرد،

درمیان لبخندش گریه پشیمانی. گریه های پیرزنی از تمام بی شدنی که چه سخت

می‌گذرد روزهای پایانی، بوی درد توی ریه بوی حبس پول دیه، بوی آخرین چاقو بحث

چند زندانی، چشم باز و دست انداز در تماس دست و ساز، خودکشی داش آکل تپه های

مرجانی، مرد کاش و لابد ها تپه ها و خیانت ها، خسته از تهعدها زندگی پنهانی، همگی

پیاده شدند توی ایستگاه ولی تو با رویاهایت مانده ای و می‌مانی، ای رفیق شاعر من

آخرین مسافر من در تو باد می آید ابتدای ویرانی

 

 

دکلمه صوتی زندگی در برزخ با اجرای زیبای حمید محسن

دکلمه صوتی زندگی در برزخ با اجرای زیبای حمید محسن

 

 

 

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

۴ دیدگاه

  1. hamid mohsen گفت:

    مرحبا عزیزی ، أتوسل عینیک ، من فضلک لا تترک لی هنا خاصه بالنسبه لی. سلما من فضلک لا ترسل لی رساله هنا
    شکرا الفٱ والفٱ یا عزیزی
    حمید محسن

  2. ناشناس گفت:

    مرحباً سلما عزیزی لماذا أتیت هنا وأرسلت لی رساله؟ لا ،لا سلما لا مفهوم؟

  3. سلما بنت الرافع گفت:

    حبی لی لیس لک أنا أتوسل إلیک تعالی جمیل وأنقذنی من هذه النار والنار أنا میت بدونک ، ولا تنقذ حیاتی إلا بیدیک.
    سلما

ارسال دیدگاه

[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

[wppb-register]
[wppb-login]
[wppb-login]
...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.