دانلود رمان عاشقانه دوستت دارم آرامشم تویی

4.7 (93.68%) 19 رای

دانلود رمان عاشقانه دوستت دارم آرامشم تویی

به قلم آرمینا محمدی

به نام خالق مادر.

خلاصه:

مینا دختری ساده هست کمی شیطون و حاضر جواب.
عاشق مادرشه یه برادر به اسم احسان داره که خیلی دوستش داره.
از نه سالگی به بعد سر یک سری جریان ها پدرش زیاد تحویلش نمی گیره و باهاش صمیمی نیست.
با خالش به خاطر پسر کوه یخش پیمان، رفت آمد نمی کنه.
تا این که نزدیک به یک اتفاقی که مینا رو تبدیل به سنگ می کنه پیمان رو می بینه.
مادرش برای یک مدت طولانی ازش دور می شه.
مینایی که دنیا اش مادرشه زندگی اش مادرشه.
در نبود مادرش اذیت می شه، آن قدر اذیت می شه که دوست داره بمیره، مسبب این همه عذاب رو فقط پدرش می دونه و بس.
تهدید های کودکی روی مغز و قلبش تاثیر نا بجایی می ذاره.
همون تهدید ها توی بزرگی اش هم تکرار می شه. شاید هم فراتر از قبل.
اما باز هم به مرگ خودش راضی هست و نمی خواد به پسر خاله اش اتفاقی بیفته.
به قول مینای داستان، این دنیای کوچیک ارزش کینه ای بودن نداره.
مرد های زیادی سر راهش قرار می گیرن همشون رو رد می کنه و در آخر با کسی که ازش متنفر بود ازدواج می کنه.

کسی که حالا تمام وجودش هست، آرامشش هست.
رمان عاشقانه با پایانی خوش..

 

قسمتی از متن این رمان بسیار زیبا: 

صدای آهنگ رو زیاد کردم.
لالا کن دختر زیبای شبنم لالا کن روی زانوی شقایق.
متوجه شدم، گوشیم داره زنگ می خوره، گوشی رو لمس کردم و جواب دادم:
-الو؟
-الو سلام خوبی آبجی؟
-مرسی خوبم بابا صد بار گفتم، ماشینت رو عوض کن.
-عه وا باز چرا ؟
-یه نگاه بنداز گل من، باز ماشین من رو بردی.
خنده ای شیطنت آمیز زدم و گفتم :
-ببخشید عزیزم متوجه نشدم.
-اره جون عمه ات تو متوجه نشدی ، تو که راست می گی؟
-عه ابجی جون مگه من دروغ هم میگم؟
-نه فقط عمه من دروغ میگه.
-عمه تو عمه منه دختر خوب.
بلند خندیدم و گفتم:
-عمه ما هم دروغ گو بودا ما خبر نداشتیم.
-زهر مار شوخی رو بس کن، الان تصادف می کنی ماشینم خراب میشه دیگه عموت برام ماشین نمی گیره.
-دست شما درد نکنه. یعنی ماشین از جون من مهم تره؟
-نه نه من همچین حرفی زدم؟ شوخی کردم. منظورم این بود ماشینم چیزیش نشه تو طوریت بشه مشکلی نداره.
-وای سارینا همین الان از خونتون اومدم بیرون ها چقدر وراجی تو دختر بعدشم ماشین من نو تره، من پنج ماهه ماشین گرفتم تو یه ساله.
-خب بابا هر سری بحث ماشینه از عتیقه خودت تعریف میکنی، اصلا من خداحافظی می کنم .
-باشه آبجی وراج من خداحافظ.
خندید و گفت:
– مینا مینا.
-بله؟
-مراقب ماشینم باشیا!
خدا بگم چیکارش نکنه همیشه با پر حرفی هاش تو مخ منه، من هم نامردی نکردم و گوشی رو قطع کردم ،

همیشه باید از دست زبون این دختر عمو و ابجی وراجم در عذاب باشم ….
چشم های به رنگ خرما اش رو تصور کردم، مطمئن بودم اگر گیرش بیوفتم زنده ام نمی ذاره…

 

دکلمه هایی عاشقانه و زیبا :

Www.romankade.com/رمان-ها-و-داستان-های-صوتی/

  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: آرمینا محمدی
  • تعداد صفحه: 410
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

یک دیدگاه

  1. ناشناس گفت:

    رمان خوبی بود … ولی نوشتهاش جا به جا بود ….

ارسال دیدگاه

[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

[wppb-register]
[wppb-login]
[wppb-login]
...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.