دانلود رمان آفرت

3.4 (67.69%) 13 رای

دانلود رمان آفرت

آفرت-نوشته سارا رایگان

آفرت: زن در زبان کُردی

به زیبا ترین نحو ممکن معنا شده؛

نه خانم است نه زنیکه نه ضعیفه نه زن

اورا《آفرت》مینامند؛

به معنای افریننده…….

مقدمه:زمانی که ترکم کردی،زمانی که شکست خوردم،تب نکردم،در کنج
اتاقم زجه نزدم،چشمهایم از شدت هق هق ریزو پف کرده نشد،لبهایم ترک
برنداشت،موهای بلندم …..از این یکی گذشتم،بعد از رفتنت دلبرتر وجسور تر

شده ام،برق چشمهایم هر مردی را ازپا در میاورد،شخصیتم انتخاب هر مردی

برای ازدواج شده است،غرورم با بوی عطرcocoغوغا میکند،شکستی که صدایم

را مانند پسران در سن بلوغ بم کردو واز نازکی دخترانه قبل خبری نیست،دختری

شده ام که بود ونبود کسی برایم مهم نیست،دلتنگ کسی نمیشوم،از دسترس

عالم وادم خارج میشوم،بی رحم میشوم،فخر میفروشم،از مردهای شهرم دل

میبرم،انتقام میگیرم از هم جنسهایت،تا زمانی که بعد از سالها مرا دیدی،حس

ندامت وحسادت تمام وجودت را فرا بگیرد،تا بفهمی من کم نبودم،بی ارزش نبودم،تنهایک چیز بودم!!!!!!!
یک عاشق ساده.(سارا رایگان).

روبروی پنجره اتاق کارش ایستاده بود به بیرون نگاه میکرد ساعت از۱۲ظهر گذشته

بودبود،اواسط اذر ماه بودو دانش اموزانی که از مدرسه خارج میشدند با همهمه و

خنده های بلند به دنبال یکدیگر میدویدند دربین ان دانش اموزها نگاهش متوجه

دختر دبیرستانی چاقی شدکه با همکلاسیهایش صحبت میکرد چهره اش از فاصله

طبقه پنجم به خوبی مشخص نبود اما جثه اش تلنگری بود برای یاد اوری خاطرات گذشته …..

وای مامان امروز خودمو وزن کردم۳کیلو کم کردم باورت میشه، مامان مریمش مثل

همیشه که از دست رژیم های مختلف آفرت عصبی میشد گفت عزیزکم تو که چاق

نیستی ماشالله قدت بلندواستخوان بندیت درشت چرا اینقدر خودت رو زجر میدی

اما آفرت که گول حرفهای مادرش را نمیخورد تنها به وزن ایده ال رسیدن فکر میکرد ان

۳کیلو وزنی که کم کرده بود بیش از اندازه خوشحالش کرده بود طوری که میتوانست

کل روز را فارغ از تمام مشکلات اطرافش خوشحال باشد اما تنها چندساعتی نگذشته بود

  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: سارا رایگان
  • تعداد صفحه: 292
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

۲ دیدگاه

  1. کیمیا گفت:

    سلام
    باید اعتراف کنم که بامطالعه ی رمان زیبای شما حس های متفاوتی را در مقام دختر و زن بودن احساس کردم موضوع داستان شما بارها با تکرار همراه بوده اما قلم گیرا و حس های ملموس در تمامی کلمات و سطرهای داستان شما جایی برای تکراری بودن باقی نگذاشت،من نیز با شما هم عقیده هستم که محبت حد و مرز نمی شناسد و تمامی تئوری های که عمری برای خود دیکته کرده ای را برهم می زند،امیدوارم که قلم شما به همین سبک مانا باشد

  2. کیمیا گفت:

    سلام
    باید اعتراف کنم که بامطالعه ی رمان زیبای شما حس های متفاوتی را در مقام دختر و زن بودن احساس کردم موضوع داستان شما بارها با تکرار همراه بوده اما قلم گیرا و حس های ملموس در تمامی کلمات و سطرهای داستان شما جایی برای تکراری بودن باقی نگذاشت،من نیز با شما هم عقیده هستم که محبت حد و مرز نمی شناسد و تمامی تئوری های که عمری برای خود دیکته کرده ای را برهم می زند،امیدوارم که قلم شما به همین سبک مانا باشد

ارسال دیدگاه

[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.