شعر دخترک

5 (100%) 6 رای

شعر دخترک

معصومه رحمتی(گرگ برفی)

دخترک آرام و تنها کنار کوچه بود
دسته گل در دست کوچکش پژمرده بود

نان شب پیشکش برایش، فکر جای خواب بود
باز شب شد‌و تاریکی‌، برگ زرد روی زمین خشکیده بود

پاره پارچه ایی اندر برایش جامع بود
رهگذر سریع گذشت فکر آرامش‌و صفای خانه بود

پاییز رخت بسته، تقویم گذشته اول زمستان است
جوجه شمارده دخترک، امسال هم همان تعداد پارسال است

خسته از درد ها، کم کَمَک دنیا برایش دوزخ است
خنده رفته، دلش در هوای مادر است

گوشه ی کم سوی کوچه محزون نشسته
خاطرات در یادش، لرز برتنش آرام آرام نشسته

دنیای بی رحم، پدرش برد‌ و مادرش اش کنج شفا خانه
باز یاد قدیم کرد‌، پدر و مادر، خواهرش روح خانه

لرزش نا محسوس تنش کم کَمک محسوس شد
خنده پر زد ز لبش، روحش راهی بهشت واهی شد

 

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

یک دیدگاه

  1. گرگ برفی گفت:

    سلام دوستان
    مشتاقم نظرتون رو در باره شعرم بپرسم.

ارسال دیدگاه

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.