شعر جگر آتش خورده

5 (100%) 7 رای

شعر جگر آتش خورده

شاعر: معصومه رحمتی(گرگ برفی/ترکان)
جگر آتش خورده

جگر آتش خورده
دل من نیش خورده

تیشه زد بر ریشه ام
کس نداند شیشه ام

قلب تنگ عشقش کجا بود
مرغ در قفس من همچو رها بود

سر بریده شده ام
دل ریش ریش شده ام

طعم تلخ روز ها
آتشِ غم‌و سوز ها

من فراموش شده ام
خانمان سوز شده ام

تو بیا دل ببر، اما بی ریا
می چکد از خوردن می، ریا

شهد غم، تلخ و طاقت فرسا
دل من باغ تو، باغ ات فرسا

اشک من از دم مشک گذشت
ز سر چشمه چشم، اشک گذشت

قعر غم شاید واژه ایی غریب
قعر بد بختی اندکی بعید تر ز غریب

هر چه نالیدم برایت، بس است
زین پس یار من پس از خدا غم است

 

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

ارسال دیدگاه

گفتگوبرای گفتگو اینجا را کلیک کنید!+
[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.