دانلود رمان دست نوشته تقدیر

4.4 (87.22%) 36 رای

دانلود رمان دست نوشته تقدیر

نوینسده : مهدیه سعدی عضو انجمن رمان های عاشقانه

ژانر: #عاشقانه#اجتماعی
تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۸۴۶

 مقدمه :

صدای خسته دربادم…
نوایی نیز غمالودم…
به ساز غم نوازم من…
چرا که غم نوازم من…
گهی ابرم…میبارم…گهی شمعم که میسوزم….
در این بمبست تنهایی و این سوز شب مرگم بدون یار میمیرم ….
فقط باد است که اینجا میزند پرسه…
مرا اغوش باد کافیست که گیرد دست سردم را…
ولی او نیز غمگین است…
صدای مرگ اورده…
صدای مرگ هر لحظه مرا اغوش میدارد…
بگوید زندگی کافیست…
به پایان دم مرگ رسد عمرم..
و پایان سکوت عرشبم در تابوت باقیست…
چه بیهوده شدم زاده…
چه بیهوده که میمیرم…
چقدر تنهای تنهایم…فقط باد است مرا همدم…
صدای مرگ اورده…صدای مرگ اورده…
)مهدیه سعدی)

قسمتی از متن :

از بودن در آن فضای نفسگیر احساس بدی داشت. هیچگاه فکرش هم نمیکرد پایش به چنان میهمانی

مبتذلی باز شود…آن هم چه مهمانی.!!
رقص نورهای رنگارنگ.موسیقی های عجیب و غریب و نامفهوم! انواع نوشیدنیهای غیرمجاز! مواد، قمار

و هم چنین وجود جوانکهای سرمست و از خود بی خودی که معلوم بود در فضایی دیگر سیر میکنند…
تمام آن آدم های حیوان صفت اطرافش حالش را بر هم میزدند و او تنها به یک دلیل تحمل میکرد…
همه را از زیر نگاه تیز بینش میگذران تا به شخص مورد نظرش برسد. پروانه که حسابی ترسیده بود به

بازوان مردانه اش متوصل شدو نالان گفت:گفتی جای بد نمیبریم این اون جای امنیه که برای من در

نظر داشتی؟ من به تو اطمینان کردم.
کلافه بازوانش را از چنگال ظریف پروانه بیرون کشاند و گفت:خودم هم اولین بارمه
کمی تحمل کن.
و لبان پروانه به پوزخندی باز شد و در دل گفت:کاملا مشخصه.
هم چنان در حال چشم چرخاندن بود اما هرچه میگشت نا امید تر میشد. در حقیقت دیدن او در میان

آن همه شیطان
انسان نما دیدن سوزنی بود در انبار کاه…عصبی از عالم و آدم دستان مشت شده اش را به دیوار کوباند

و غرید:لعنتی کجایی پس؟
پروانه متعجب از آن همه بیقراری با اظطرابی که به جانش افتاده بود پرسید:چرا همچین میکنی؟
نکنه تو هم چیزی,مصرف کردی؟
و زیر لب زمزمه کرد:عجب غلطی کردم به تو اطمینان کردم ها.
با عصبانیت عقب گرد کرد تا جواب دندان شکنی به پروانه دهد که با دیدن گم شده اش بی توقف

ایستاد…در یک آن ابروان درهم کشیده اش باز شد و لبانش به لبخنی زیبا کش آمد.

 

لینک دانلود به درخواست نویسنده از روی سایت برداشته شد

  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: مهدیه سعدی
  • تعداد صفحه: 846
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

۳ دیدگاه

  1. (فاطمه قربانی(نویسنده رمان شاهین عزیزم به گوشم گفت:

    تبریک میگم به مهدیه جان دوست گلم. واقعا رمان بی نظیری هست. منتظر رمان بعدیت هستم عزیزم.
    موفق باشی

  2. Tara گفت:

    عالییی بود خیلی فوق العادست رمان اصلا کلیشه نیست خیلی ریتم جذابی داره. جز رمانهایی هست که هیچوقت از ذهنم نمیره. برای مهدیه عزیزم آرزوی موفقیت های روز افزون و بیشتری دارم.انشالله همیشه موفق باشی.

  3. (مه گل(ناظر انجمن گفت:

    مهدیه جان
    خسته نباشید؛ امیدوارم بیشتر از همیشه بدرخشی،
    موفق باشید

ارسال دیدگاه

گفتگوبرای گفتگو اینجا را کلیک کنید!+
[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.