شعر زیبای سرطان

4 (80%) 2 رای

شعر
✨ سرطان
? ژانر عاشقانه
✍ بقلم فرزانه شفیع پور

روی تخت دراز کشیده بود و با حسرت به تنها پسرش نگاه
می کرد.
پسری یک ساله و شیرین که هنوز نمی توانست بابا صدایش کند و او می ترسید آرزوی این کلمه را با خود به گور برد.
دستانش را گشود برای در آغوش کشیدنش و اما جانی برای برخواستن نداشت و نه صدایی که محصور بود در پشت ماسک اکسیژن…!!!
دستانش به روی سینه جمع شدند و قطره اشکی روی
گونه اش چکید و او فرزندش را می خواست…
نگاهش را به سقف بالای سرش که آسمانش شده بود دوخت و از خدا فقط یک فرصت دیگر خواست…
فرصتی برای لمس خوشبختی…
همان لحظه چشمانش بسته شدند و روحش به پرواز درآمد و کودکش را در آغوش کشید و عطرش را به جان خرید.
اتومبیل ها که حرکت کردند,
پسر کوچک دنبالشان دوید و دستش را برای عکس پدر که بر شیشه ی عقب ماشین چسبانده بودند دراز کرد و برای اولین بار نامش را خواند…

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

ارسال دیدگاه

گفتگوبرای گفتگو اینجا را کلیک کنید!+
[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.