شعر زیبای پسرم

3.7 (73.33%) 3 رای

شعر
✨ پسرم
? ژانر عاشقانه
✍ بقلم فرزانه شفیع پور

نگاه حسرت بارت را که می بینم، چیزی در درونم فرو می ریزد، و من غرق می شوم در دنیایی از ناشناخته های کودکی ات.
می دانم نیازت را…
و اما چه کنم که دستانم بند جایی نیست.
آرام جان خسته ام، هرشب را به این امید صبح
می کنم که بتوانم روزگار بهتری را برایت بسازم…
پسرم!
به دستان خالی ام نگاه نکن!
من خدایی را دارم، که با همین دستان خالی
یاری ام می دهد تا یاری ات کنم.
کودک دلبندم!
ضعیفم؛
اما بخاطر تو، قول می دهم قوی بودن را تمرین کنم.
فقط یک خواهش؟
جان دلم!
از کنارم نرو…
که اگر یک لحظه نباشی،
دنیا برایم جهنم است و من گمشده ی دنیایت،
حضورت را طلب میکنم.
شب های بی تو بودن را با سیل چشمانم بر پتویی که عطرت را به امانت گرفته،
صبح می کنم و خدا نکند روزی را که تو بفهمی!…
چقدر سخت است!

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

ارسال دیدگاه

[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

[wppb-register]
[wppb-login]
[wppb-login]
...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.