شعر زیبای زمانی که یک زن می شکند

3.9 (78.18%) 11 رای

شعر
✨ زمانی که یک زن می شکند
? ژانر عاشقانه
✍ بقلم فرزانه شفیع پور

به قیچی بی خیال در دستانم پوزخندی می زنم و ادامه
می دهم.
کاش می شد که همانند همین شی فلزی سرد، بی احساس بود.
قدرت می خواهد!
سخت بودن و راحت گذشتن…
تارهای بریده شده را روی زمین می ریزم و نگاهم می افتد به جفت گوهای مشکی بی حالت چشمانم در آیینه.
او هم امیدش را از دست داده و تهی شده است.
همانند من…
برمی خیزم و ردمی شوم از همان رشته موهایی که زمانی به تاراج بردند، قلب کسی را که اکنون به یغما فروبرده است مرا…
لبه ی پنجره می نشینم، و نگاه می دوزم به آسمان تیره ی بالای سرم.
باد ملایمی که می وزد، اندک تارهای ناموزون آویخته از سرم را به تقلا می اندازد، و من در سکوت فریاد می زنم تنهاییم را…
گلایه می کنم از قلب نازکم، که این چنین درهم شکسته، و مرا پذیرای نیشخند گوشه ی لبش کرده است.
گلایه می کنم از سادگیش…
سادگیم…
ساده کودکی کردنم برای
دست هایی که دست نوازشش، بوی عطر شیرین مخمل موهای دیگری داشت!

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

ارسال دیدگاه

[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

[wppb-register]
[wppb-login]
[wppb-login]
...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.