شعر زیبای رحمت الهی

5 (100%) 1 رای

شعر
✨ رحمت الهی
? ژانر عاشقانه
✍ بقلم فرزانه شفیع پور

تنم خیس از هجوم بی تعلل باران.
ایستاده ام در میان باغچه، و سر بر آسمان برده و لبخند می زنم، و نجوا می کنم با خدایم،
دوست داشتنش را…
خنده ام می گیرد، از پرندگانی که با بالهای خیسشان به دنبال
جان پناهی می گردند، و من پیروزمندانه بالهای قدرتمندم را نشان شان می دهم.
شدت سیل آسای قطرات،
مادرم را کنار پنجره
می اورد، و تذکر و اخم شیرینش
حتی ذره ای تکانم نمیدهد.
آمده ام برای دردودل کردن با خدایم…
اصلأ از زمانی که من آمده ام، برکاتش فزونی کرده و انگار خواست بفهماند که هست.
هست با من، و نباید نگران چیزی باشم.
چشمکی به نگاه مهربانش
می زنم و شکرش می کنم برای بودن و اطمینانش.

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

ارسال دیدگاه

گفتگوبرای گفتگو اینجا را کلیک کنید!+
[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.