شعر زیبای اندکی محبت

4 (80%) 4 رای

شعر
✨ اندکی محبت
? ژانر عاشقانه
✍ بقلم فرزانه شفیع پور

آرامش دریا در سکوت چشمانم معنا می شود .
تنها همدم روزهای تنهایی ام…
زمانی که رفتی برای ابد،
من ماندم و بغضی بزرگ، و یک دنیا حرف،

و دریای آرامی که گاهی با نا آرامی ام طغیان می کرد، و اما سکوتش را جولان می داد برای دردهایم…
یادت می اید؟
نوجوان بودم هنوز!
آمدی و با دست هایت مرا از دنیای صورتی هایم بیرون کشیدی.
در آن دنیا فقط تو بودی پادشاه قلبم.
می پرستیدم چشمان افسونگرت را…
اما چه شد؟
صاعقه زد بر کاخ آرزوهامان؟
چرا بی خبر رفتی؟
مگر چیزی از مقامت کم کردم؟
آرام گفتم.
در خود شکستم و گفتم.
با بغض گفتم.
با اشک و آه گفتم، و در آخر فریاد زدم، زخم های دلم را.
فریاد زدم نفهمیدن هایت را، و اما باز هم نفهمیدی، رفتی.
بعد از ان در سکوت مرگبار خانه ی قلب شکسته ام، ثانیه به ثانیه، فریاد کردم:

اندکی توجه، من همانم که از عروسک هایش جدایش کردی.

  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

ارسال دیدگاه

گفتگوبرای گفتگو اینجا را کلیک کنید!+
[download_cart]

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.