دانلود رمان همسر اجباری

4.3 (85.05%) 602 رای

دانلود رمان همسر اجباری

دانلود رمان: همسر اجباری
نوشته: مه گل (nm:gh) نویسنده انجمن رمان های عاشقانه
ژانر: #عاشقانه
تعداد صفحات کتاب: پی دی اف ۶۸۹

  خلاصه:

داستان دختری طرد شده …
که ناخواسته قربانی شده ی یک دسیسه شیطانیست و

به یک باره از دنیایی به دنیای دیگر تبعید میشود دنیایی که هیچ سنخیتی با رویا های او ندارد…
دنیایی که خلاصه میشود در یک مرد…مردی مغرور و عاشق …که در دلش جایی برای آنا ندارد و…

ژانر : عاشقانه

 قسمتی از رمان :

چایی رو  برداشتمو باقیموندشو سر کشیدم.

آنا زود باش د لعنتی شیشو نیم شد. بسه کمتر بخور میترکی!!

.-چیه انگار از ارث بابات میخورم روانی ،میام دیگه. بعد دو ترم تو هنوز عین ترم اولیا رفتار میکنی.

پاشدم رفتم تو اتاق بانهایت سرعت آماده شدم…قبل از اینکه بخوام

از خونه شم چنگ زد به کاسه ی پراز شکلات که رو اپن بود.

-د آنا مرگ بزنه تورو من راحت شم ایشاالله .

-اومدم اومدم

 

خودم ماشین نداشتم بخاطر همین بادوستم که هم خونه ام بود میرفتم ،دخترخوب و دوست داشتنی که

اسمش زهرا بود .توراه کلی فحشم داد و تا رسیدم غر زد رفتم سر کلاس جمع همه جمع بود ومیگفتن و میخندیدن

-سلام چه خبره برو بچ چتونه؟!!

-هیچی آخر هفته تولد زیباست همه رو دعوت کرده الانم بچه ها داشتن زیبا رومسخره میکردن با این اداهاش!

زیبا:نخیر من اصلا ادا در نمیارم

زیبا تک دختر یه خونواده پول دارکه با همه امکانات داشت زندگی میکرد تموم صورتشم عملی بود.از نظر زیبایی

خوب بود اما به لطف ارایش و عمل.همیشه مهمونی میگرفت. همه رو دعوت میکرد کلاس ما بیست و هشت

نفر بودیم ودر طول این یک سال باهم فوق العاده صمیمی. البته من زیاد با پسرا گرم نمیشدم چون با خدای

خودم عهد کرده بودم دوست پسر واین چیزا نگیرم که خدا بهم یه شوهر چشم و دل پاک بده

دانلود رمان بسیار زیبای دیوانه تر از مجنون از نویسنده همین رمان :

www.romankade.com/1396/11/04/دانلود-رمان-دیوانه-تر-از-مجنون-جلد-۲/

اسکرین شات از چندین صفحه از این رمان زیبا

  • ژانر:
  • نویسنده: مه گل (nm:gh)
  • تعداد صفحه: 689
  • توجه:

    این رمان اختصاصی سایت رمان های عاشقانه میباشد و کپی برداری از این اثر به هر دلیلی ممنوع میباشد و در صورت مشاهده برابر با قوانین کپی رایت برخورد خواهد شد.

  • منبع: www.Romankade.com

۱۰۶ دیدگاه

  1. Mehrane گفت:

    ولی در کل خیلی دوس دارم ادامشو بخونمو تمومش کنم،نویسنده عزیز خسته نباشی بابت رمان

  2. Mehrane گفت:

    سلام،من صفحه دویست کتابم خیلی زیاده درس دارمو وقت ندارم ادامشو بخونم،راستی چرا انقدر شخصیت آنا توی این رمان ضعیفه،پسره با کمربند میوفته به جونش میزنتش هر چی از دهنش در میاد به دختره میگه بعدش دختره میوفته دنبالش میگه بیا غدا بخور،چرا انقد شخصیت زن رو تخریب میکنید؟

  3. مهرانه گفت:

    سلام،من صفحه دویست کتابم خیلی زیاده درس دارمو وقت ندارم ادامشو بخونم،راستی چرا انقدر شخصیت آنا توی این رمان ضعیفه،پسره با کمربند میوفته به جونش میزنتش هر چی از دهنش در میاد به دختره میگه بعدش دختره میوفته دنبالش میگه بیا غدا بخور،چرا انقد شخصیت زن رو تخریب میکنید؟

  4. مهدی گفت:

    بهترین رمان به نام آرزو و حادثه…مختصر و مفید با داستانای کاملا جذاب

  5. مهدی گفت:

    رمان در کل خوب بود .اونایی که میگن صفحه زیاده از صفحه ۳۷۴دوباره نمیدونم چی میشه که از اول شروع میشه پس یعنی ۳۷۴ صفحه رو نمیخواد بخونید .با اینکه لحظات عاشقانه و رمانتیک خیلی زیاد داشت ولی من پسندیدم .هرچند هرکی یه نظر داره(یا حق)

  6. Sara گفت:

    سلام از روی تعریف دوستان این رمانو خوندم البته تا صفحات ۲۵۰ پیش رفتم خیلی ابکی هست جالبه تعداد صفحاتش خیلی زیاده ولی اصلا انسجام نداره اریا از انا بدش میاد ولی شبا که دختره کابوس میبینه میره کلی عاشقانه نوازشش میکنه مخاطب این رمان نوجوونای تازه به بلوغ رسیده هستن که فقط دنبال لحظات رمانتیک و اشک هستن
    اصلا قوی نبود

  7. Nahal گفت:

    یه رمان معرفی کنید که عالی باشه ممنون

  8. زهرا .. گفت:

    عالییییی

  9. ناشناس گفت:

    رمان بودنت رادوست دارم چرانصفه هستش؟واقعاشخصیتاش بدون رسیدن بهم تموم میشه این ک اصلامشخص نبوداخرش چی ب چیه.دلتون خوشه ها اه

    • طاهره۲۰ گفت:

      دو جلده .من پیداش کردم تو هیچ سایتی نبود . ادامشو تو کانالش دارن میزارن .من لینکشو گرفتم

  10. طاهره۲۰ گفت:

    سلام .کسی جلد دوم رمان بودنت را دوست دارم رو داره؟
    هر کی داره خبرررررررررر بده
    تو این سایت نیستش

  11. مائده گفت:

    سلام .کسی جلد دوم رمان بودنت را دوست دارم رو داره؟
    هر کی داره خبرررررررررر بده
    تو این سایت نیستش

  12. فسنجون گفت:

    بنظر رمان جالبی میاد امیدوارم در رمانهای بعدی موفق تر باشید

  13. حامی گفت:

    ???????????????????????????????????
    عالی

  14. الینا گفت:

    سلام
    واقعا رمان خوبی بود به دلم نشست.

  15. نگار گفت:

    من با خوندنش اعصابم خورد شد پسر که وحشی بود دختر هم ضعیف و احمق

    من نمیدونم چرا توی رمان های ایرانی شخصیت پسرها انقدر وحشی و بی اعصاب هستند بعد جالبیش اینجاست که یه دفعه آخر داستان میشن عاشق ترین و رمانتیک ترین پسر دنیا
    در صورتی که توی واقعیت اصلا اینجوری نیست. نویسدگان عزیز یکم واقعگرا باشید.

  16. هانا گفت:

    سلام میشه ب من کمک کنید و برام بگید چطور اثرمو پخش کنم؟

  17. ... گفت:

    نمی دونم چرا یه صفحه که خوندم احساس کردم قلم ضعیفه.
    من خودم می نویسم قلم نسبتا قویی رو دارم اما تا حالا جرئت انتشار اثرم رو پیدا نکردم شاید دلیلش اینه که من میخوام یه اثر بی نقص رو به خواننده تقدیم کنم.شاید رمانت موضوع خوبی رو داشته باشه حتی قلمت هم خوب باشه و من پر توقعی کرده باشم اما همین که اثرتو منتشر کردی به نظرم جرئتت ستودنیه:)
    موفق باشی…

    • گیسوی پاییز A گفت:

      بله درسته البته جرئتشون ستودنیه

      ولی درسته تمام رمان های ایرانی برگرفته از اجبار شده

      طوری که من وقتی وسط داستانم میتونم حدس بزنم آخرش چی میشه

      رمان باید طوری باشه که واسه هر لحظش خواننده لحظه شماری کنه.

      ولی رمان خوبی بود به دلم نشست?

  18. نفس گفت:

    سلام رمان عالییی بود مسی هستین??

  19. نفس گفت:

    سلام رمان خیلی خوبییییییی بود مسی هستین??

  20. ف گفت:

    من رمان گیتی برای موبایل میخوام کسی داره؟

  21. N2004 گفت:

    سلام دوستان رمان خوبیه
    ؟

  22. N2004 گفت:

    ارزش خوندن داره؟

  23. مائده گفت:

    سلام چرانسخه آیفونش دانلود نمیشه؟!

  24. Elnaz گفت:

    سلام بچه ها من تازه میخوام بخونم رمان خوببه؟?

  25. سارا گفت:

    رمان عاتون رو با فرمت جاوا منتشر نمیکنید؟

  26. سارا گفت:

    سلام
    ببخشید، کسی میتونه چند کتاب از نویسنده ای به اسم “نقره” معرفی کنه
    رمان با من حرف بزن رو ایشون نوشتن

    • Avamajd گفت:

      سلام تو اینترنت سرچ کن بنویس نام رمان های نقره کاربر انجمن کل رمان هاش براتون میاد زندگی خصوصی هم یکی از رمان هاشونه

  27. چرا از وسطهای بخش چهار رمان قطع میشه و برمیگرده به اوایل؟ از همون قسمت خداحافظی با اریا در کره رو‌میگم?

  28. ssta8998 گفت:

    رمان خوبی بود ولی خیلی شبیه ب رمان ازدواج اجباری داشت البته ابتداش.در کل خیلی کار خوبی بود .
    دوستان توصیه میکنم رمان پرنده غریب نوشته ی ماه بانو رو بخونید کار خیلی خوبیه فقط کاش راه ارتباطی داشتیم با نویسندش

  29. من رمان دزدیدمت رو میخوام لطفا گفت:

    من رمان

  30. آتی خانوم گفت:

    خداییییییییی اخر خنده اس.من دو صفحه نخونده پوکیدم.ههههههههههههههههههههههههه

  31. ... گفت:

    به نظر من رمان واقعا جالب و عالی بود در رابطه با نظر پریسا خانون باید بگم که چند بار دیگه رمان رو بخونن شاید چیز های جدیدی در رابطه با موضوع رمتگان دریافت کردند!!?
    نویسنده ی عزیزم خیلی خیلی رمان زیبایی بود امیدوارم موفق باشید ??

  32. zeynab.jon گفت:

    با اینکه از قبل چن بار خوندمش ولی بازم اشتیاق دارم بخونم خدایی خیلی تکه رمان های زیادی خوندم ولی کم پیش میاد رمانو ۴ بار کامل بخونم کلا بگم رمانه عالیی هست لایک طلایی داره
    و اونایی که میخوان ایراد بگیرن همین که نویسنده زحمت کشیده و نوشته باید تشکر کرد واقعا درک میکنم که چقد زحمت میخواد و اینکه کسی بگه مجبور نیس بنویسه از روی علاقه ی شخصیه خودش نوشته (: و اینکه اگه واسه یه بار رمان نوشته باشید متوجه سختیاش میشید و انقد بهونه تراشی نمیکردید
    و بازم دم نویسنده گرم چاکرشیم

  33. شیوا گفت:

    چرا نمیتونم دانلود کنم!!؟؟؟؟

  34. شیوا گفت:

    چرا نمیتونم دانلود کنم؟؟!!!!

  35. فائزه ملکی نیا گفت:

    عاااااااالی بود مرسی

  36. عالمه گفت:

    چرا رمان قبلا ویرایش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  37. عالمه گفت:

    چرا ویرایش دادید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

  38. دالیا گفت:

    عالییییییییییییییییییییییییی بووووووووووووووووووووود فقط اون وستاش تکراری بود

  39. مهسا گفت:

    چجوری دانلود کنم؟

  40. اِلا گفت:

    چجورى میشه دانلود کرد؟؟؟من هرکارى کردم نشد!

  41. hasti گفت:

    من بالای ۳۰۰تارمان خوندم ولی رمان گناهکار و همسر اجباری ازهمشون بهتر وزیباتر بود

  42. ترلان گفت:

    وااااااااااااای عالی بود مگه میشه اینقد خوشکل نوشت.
    اینقد کنجکاو بودم تا صبح نخوابیدم.دمت جیییییییز
    لایک داری.

  43. mahor گفت:

    واااای این چندصفحس؟؟؟؟چرا اینقدطولانیه؟؟؟کی خوندش خوب بودیان؟

  44. تنهای تنها گفت:

    چرا فکر میکنم عشق واسه من وجوری نداره??????

  45. تنها گفت:

    چرا فکر میکنم عشق واسه من وجوری نداره??????

  46. رضا گفت:

    عالی
    ممنونم از نویسنده ی عزیز.
    ایول به شصیت احسان.
    کار بعدیش جیه برترین
    شان قلم رو خیلی خوب نگه داشته بد

  47. رضا گفت:

    سلام خدایی قلمشو گل بگیرن شان قلمو حفظ کرده.
    شخصت احسان دمش گرم بود.
    پیشنهاد می کنم حتما بخونید
    خیلی خوشم اومد کار بعدیش چیه؟

  48. پری گفت:

    سلام
    موضوعش تکراری بود طوری که من کنجکاو نشدم که تا اخر بخونمش?
    امیدوارم تو کار بعدی جبران کنین?

    • نازنین گفت:

      سلام . تکراری بود یعنی مثلا دختره یا پسره پولدارو خوشگل و اینا بودن و بعد اولاش از هم بدشون میاد و بعدش آخر عاشق هم میشن . ببخشید میپرسم آخه تعداد صفحاتش زیادها رمان الکی باشه آدم آخرش اعصابش خورد میشه

  49. راحیل گفت:

    سلام اگه کسی نمیگه با نویسنده دوشمنی داره باید بگم .. غلط املایی داشت . و بعضی جاها خیلی خلاصه کرده بود

  50. آنا گفت:

    واییییی خیلی عالیه عاشششششقش
    رمان بعد این نویسنده کو زود باششششششین
    شخصیت آریا رو خیلی دوست داشتم

  51. سوگند گفت:

    اتفاقاتش خیلی تکراری بود انگار تو یک رمان دگ شبیه این رو دیدم

  52. نسخه ویرایش شده گفت:

    پریسا خانم، کسی که نقد میکنه باید اصولِ نقد کردن رو رعایت کنه. شما انگار با نویسنده خصومت قبلی دارین که همچین رمانش رو نقد میکنید. استفاده از کلمه ی ابلهانه در شان کسی که خودش رو در جایگاه نقد یا همون قضاوت نشونده نیست.لازم به زکر که بگم نویسنده ایرانی هستش.

    اینو لازمه که بگم.
    پزشکی قانونی تجاوز رو تشخیص داد.در همین حد و جزییاتی که تو پرونده بود چون آریا میلی به خوندنش نداشت.نخوندو واقعیت آخر داستان مشخص شد.

    دوما آریا به خانوادش گفته بود که بی گناه بوده.
    پس دلیلی نداشت که اعضای خانوادش وقتی میدونستن پسرشون بی گناهه کاری با آنا داشته باشن.

    سوما خوانواده آریا از طرفی خیلی خوشحال بودن که آریا با این مشکل دیگه نمیتونست زیبا رو داشته باشه که از خانوادش(خانواده اریا)

    قولِ پدرِ آریا هم ویرایش شد و نسخه ویرایش شده تکمیل شد.

    خب میریم سراغ ایراد های عروسی.

    بنده خودم متاهل و در دو ساعت کارت های عروسیم رو انتخاب و چاپ کردم.
    در کل با نام بخوایم بگیم ۵ ساعتیم شد با نوشتن اسمِ فامیل.
    پخش کارت هم که بماند اصن ایرادی نداشت تو داستان.

    وای خدا.
    انتخاب لباس عروس یک ماه طول میکشه.!!!???
    واقعا خیلی خیلی خندیدم.ممنون.
    الان به لطف ژورنال و مزون های  و سایت و کانال  از همون آرایشگاه انتخاب و سفارش میدن

    از لحاظ نوشتاریش هم در ویرایشی ک انجام شد حل شد و بدون غلط

    بعدش میشه بپرسم کجای اتفاقات روزمره اشون عجیب بودو نمیدونم ازاون حرفای خودتون بود…که رمان رو به چالش بردین.
    تمام اتفاقا زندگیه پر دردسر آریا رو به نمایش کشید که آنا هم بخاطر عشقش همراهیش میکرد.

    درمورد ژانر رمان هم بگم رمانِ عاشقانه همینه شخصیت ها عاشق هم میشن.
    شما که ژانرش رو پسندیدین باید منتظر رابطه عاشقانه میشدین
    انتظار که ندارین رمانِ عاشقانه رو ترسناک بنویسن.
    این رمان چیزی بدور از ژانرش نبوده.

    ?این رمان ویرایش شده نسخه ویرایش شدش رو نخوندین?

    ?این رمان ویرایش شده نسخه ویرایش شدش رو نخوندین?

    و درآخر هم بگم من مدیر کانال نویسنده عزیزمون هستم.
    که به زودی رمانِ جدیدش میاد رو سایت

    • سامی گفت:

      من زختر بد اخلاق بودم الان مثل انا مهربون شدم و به شوهرم میرسم خیلی اموزنده بود تورو خدا ادامش بده نویسنده میشه بقیه رمان هایی که نوشتین رو بگید بخونم،فکرم مشغوله عالی بود خسته نباشی خدا قوت

  53. پریسا گفت:

    متاسفانه باید بگم داستان خیلی ضعیف بود.
    ۱٫ داستان زیادی طولانی شده بود بدون اینکه حرف خاصی برای گفتن داشته باشه.انگار فقط نویسنده قصد داشته صفحات رمان زیاد بشه بدون اینکه درمورد این طولانی شدن فکری بکنه. من به عنوان خواننده در خلال داستان حدود یک سوم رمان رو فقط رد میکردم تا به بحث اصلی داستان برسم.
    ۲٫ سوژه داستان و فضای اون تکراری بود. طبق معمول یک پسر و دختر که در ابتدا عاشق هم نیستن و بر حسب شرایط در کنار هم قرار گرفتن و بعد از مدتی عاضق همدیگه میشن و مثل همیشه یه پسر مغرور داریم و یه دختر مهربون!!!!!
    ۳٫ فضاسازی و پرداخت موضوع داستان بسیار ضعیف و به دور از واقعیت بود که نشون از این داره نویسنده هیچ اطلاعاتی راجع به حداقل های قانون تجاوز نداره. بعد از تجاوز هم دختر و هم پسری که مورد اتهام قرار گرفته مورد آزمایش قرار میگیرن و با یه آزمایش ساده کاملا قابل تشخیصه که این تجاوز کار متهم بوده یا خیر و هرگز بر حسب حرف دیگران حکمی صادر نمیشه. مورد دوم اینکه تشخیص باکره بودن یک دختر برای پزشک قانونی جز راحت ترین و پیش و پا افتاده ترین مسائله. چطور ممکنه در تشخیص این موضوع اشتباه کنن؟ اونهم در مساله مهمی مثل تجاوز که پای آبرو و آینده و زندگی طرفین در میونه.
    ۴٫ شخصیت های داستان بسیار بسیار آرمانی و کاملا به دور از واقعیت به تصویر کشیده شده بودن. به عنوان مثال هیچ خانواده ای در ابتدای قضیه با دختری که بهش در یک مهمونی تجاوز شده و به اجبار به عقد پسرشون دراومده انقدر خوب برخورد نمیکنند و انقدر با اطمینان از پاکی اون صحبت نمیکنند. البته نویسنده برای خالی نبودن زمینه داستان در حد چند جمله کوتاه روی مادر آریا مانور داده اما انقدر ضعیف و کم بود و انقدر ناگهانی و بی دلیل اخلاق مادر آریا خوب شد که کلا اگر این چند جمله رو هم نمینوشت خیلی بهتر میشد.
    ۵٫ بعضی از جاهای داستان که کلا بی جواب موند مثل اون اون قسمتی که پدر آریا در مراسم نامزدی زیبا تاریخ عروسی پسرش رو برای یکماه بعد تعیین میکنه و همه رو هم دعوت میکنه اما همون شب بعد از نامزدی آنا کتک میخوره و دماغش میشکنه و … و دیگه هیچ اشاره ای به این قسمت نشد که اصلا عاقبت این دعوت علنی به کجا رسید؟
    ۶٫ اتفاقات روزمره داستان هم به طرز تعجب آوری به دور از واقعیت بود. به عنوان مثال اینکه چهار روز به مراسم عروسی مونده و آریا تازه از سفر کاری برگشته و تازه عروس و داماد میخوان برن برای انتخاب کارت و لباس عروس وخرید های عروسی. کارت عروسی که در کمترین حالت باید یک هفته زودتر از مراسم به دست مدعوین برسه و یک هفته معمولا زمان میبره تا آماده بشه. یعنی فقط همین کارت دوهفته زمان میخواد. حالا به فرض که این مساله واضح رو نادیده بگیریم. چطور همون روزی که آریا و آنا برای خرید و انتخاب کارت میرن و شبش به عقد آذین و احسان دعوتن دقیقا همون شب احسان میگه من و شروین رفتیم کارت ها رو پخش کردیم!!!!! مگه همون روز تازه سفارش کارت رو نداده بودن؟دیگه انتخاب لباس عروس بماند که خودش چقدر زمان میخواد و از حداقل یکماه قبل باید اوکی بشه. یا مورد دیگه اینکه عروس روز عروسیش تازه ساعت یازده صبح میره آرایشگاه و تازه ساعت سه بعد از ظهر آرایشگرش شروع به کار آرایشش میکنه!!!!!!!! انقدر ابلهانه نوشته شده که واقعا نمیدونم چی باید بگم. من موندم اصلا نویسنده توی ایرران زندگی میکنه و با زندگی ایرانی آشنا هست؟
    و بسیاری از موارد دیگه که واقعا در کلام نوشتاری و در این فضا نمیگنجه. من نمیدونم این رمان چندمین کتاب این نویسنده هستش اما حتی اگر اولین هم باشه و کم تجربگی نویسنده رو لحاظ کنیم اما متاسفانه بیشتر ایرادهای داستان موارد مربوط به نویسندگی نیست (هر چند که در این مورد هم ضعف ها بسیار بود) بلکه نشان از بی دقتی و کم توجهی زیاد نویسنده داره که حتی پیش و پا افتاده ترین مسایل زندگی رو نتونسته خوب به تصویر بکشه واین نشان از بی سوادی نویسنده میباشد و این مساله برای من خواننده نوعی توهین تلقی میشه که باید کتابی رو بخونم که نویسنده اش برای خواننده انقدر ارزش قائل نشده که لااقل حداقل های اولیه رو رعایت کنه. امیدوارم نویسندگان نوپا به این مسائل توجه کنند و یک حداقل شعوری برای خواننده در نظر بگیرن و اول یاد بگیرن هر نوشتاری رمان و داستان محسوب نمیشه و ارزش انتشار نداره.

    • نسخه ویرایش شده گفت:

      پریسا خانم، کسی که نقد میکنه باید اصولِ نقد کردن رو رعایت کنه. شما انگار با نویسنده خصومت قبلی دارین که همچین رمانش رو نقد میکنید. استفاده از کلمه ی ابلهانه در شان کسی که خودش رو در جایگاه نقد یا همون قضاوت نشونده نیست.لازم به زکر که بگم نویسنده ایرانی هستش.

      اینو لازمه که بگم.
      پزشکی قانونی تجاوز رو تشخیص داد.در همین حد و جزییاتی که تو پرونده بود چون آریا میلی به خوندنش نداشت.نخوندو واقعیت آخر داستان مشخص شد.

      دوما آریا به خانوادش گفته بود که بی گناه بوده.
      پس دلیلی نداشت که اعضای خانوادش وقتی میدونستن پسرشون بی گناهه کاری با آنا داشته باشن.

      سوما خوانواده آریا از طرفی خیلی خوشحال بودن که آریا با این مشکل دیگه نمیتونست زیبا رو داشته باشه که از خانوادش(خانواده اریا)

      قولِ پدرِ آریا هم ویرایش شد و نسخه ویرایش شده تکمیل شد.

      خب میریم سراغ ایراد های عروسی.

      بنده خودم متاهل و در دو ساعت کارت های عروسیم رو انتخاب و چاپ کردم.
      در کل با نام بخوایم بگیم ۵ ساعتیم شد با نوشتن اسمِ فامیل.
      پخش کارت هم که بماند اصن ایرادی نداشت تو داستان.

      وای خدا.
      انتخاب لباس عروس یک ماه طول میکشه.!!!???
      واقعا خیلی خیلی خندیدم.ممنون.
      الان به لطف ژورنال و مزون های  و سایت و کانال  از همون آرایشگاه انتخاب و سفارش میدن

      از لحاظ نوشتاریش هم در ویرایشی ک انجام شد حل شد و بدون غلط

      بعدش میشه بپرسم کجای اتفاقات روزمره اشون عجیب بودو نمیدونم ازاون حرفای خودتون بود…که رمان رو به چالش بردین.
      تمام اتفاقا زندگیه پر دردسر آریا رو به نمایش کشید که آنا هم بخاطر عشقش همراهیش میکرد.

      درمورد ژانر رمان هم بگم رمانِ عاشقانه همینه شخصیت ها عاشق هم میشن.
      شما که ژانرش رو پسندیدین باید منتظر رابطه عاشقانه میشدین
      انتظار که ندارین رمانِ عاشقانه رو ترسناک بنویسن.
      این رمان چیزی بدور از ژانرش نبوده.

      ?این رمان ویرایش شده نسخه ویرایش شدش رو نخوندین?

      ?این رمان ویرایش شده نسخه ویرایش شدش رو نخوندین?

      و درآخر هم بگم من مدیر کانال نویسنده عزیزمون هستم.
      که به زودی رمانِ جدیدش میاد رو سایت

    • نازنین گفت:

      خانم پریسا من این رمان رو نخوندم اما براساس توضیحات دوستان معلومه که رمان خوبییه .در ضمن رمان ها هم خوب و بد دارن اما…..شما جوری حرف زدین که این رمان رو هیچش کردین .واسه ی انتخاب لباس عروس…زندایی من تازه یه هفته قبل از عروسی رفت تا ببینه لباسا چه شکلن .این یک . دو.مایکی از اقواممون از ساعت شش صبح تا ساعت دوظهر که داماد اومده دنبالش توی آرایشگاه بوده . خیلی از حرف های دیگتون هم غیر منطقی بودن .بهتره قبل از نوشتن نظر یکم فکر کنید و الکی از کسی عیب جویی نکنید.

  54. دلارام گفت:

    عالی بود..واقعا ممنون..
    میشههه رمان سقوط دستهای ما….از خانوم الیخانی رو بزارین
    خواااااهششششششششششششش میکنمممممممممم

  55. فاطمه رضایی گفت:

    رمان عالی عالی بود
    مرسی

  56. z♥وروجک♥z گفت:

    رمان خوبی بوووود …خوشمااان اممممد…امیدوارم رمان های بعدیتووو بتررررکوووونی….♥♥♥♥♥

  57. الناز گفت:

    خیلی جالب بود اونم بدجور که خواننده دلش بی تاب میشه

    • مه گل گفت:

      خیلی ممنونم خوشحالم به دلتون نشسته?
      امیدوارم رمان بعدیم رو هم که به زدی رو سایت میاد بخونید.
      دیوانه تراز مجنون

  58. الناز گفت:

    مه گل جان عالیه خواستم ببینم چطوری ایناروسرهم بندی میکنی واقعیت یانه چون منو شدیددیوونه کردی

  59. دانشچی گفت:

    عالی بود

  60. ناشناس گفت:

    من چند بار زدم رو لینک اما دانلود نمیشه ?

  61. ناشناس گفت:

    من هنوز نخوندم اخرش خوب تموم میشه یانه؟

  62. Am.e گفت:

    سلام اگه رمان های دیگه ای از این نویسنده دارید در سایت قرار بدید این رمان بسیار زیبا بود

  63. Amir گفت:

    سلام مه گل خانوم
    رمانت بیست بیسته
    ایووووووووووووول
    ایشالا همیشه موفق باشی و بیشتر بدرخشی

  64. سودا گفت:

    مه گل جان رمان مشکل داره دان نمیشه

  65. زکیه موحدی پور گفت:

    سلام مه گلی نویسنده ی خوبی و عزیز قلمت عالیه انشاءالله هر چه زودتر دیوانه تر از مجنون هم بره تو سایت

  66. مه گل (nm:gh) گفت:

    سلام دوستان مه گل هستم این رمان به زودی ویرایش میشه و بدون غلط املایی و تکرار پارت گذاشته میشه.

  67. naron گفت:

    ســــــــــــلااااااممممم عزییییییزممممم
    رماااااانتتت عالیییییی حرررف نداررره بیستـــــــــــ بیستتتتتـــــــــ مه گل جووووونممممم …..??❤???

  68. مه گل (nm:gh) گفت:

    مشکلی نداره عزیزم

  69. ماهرخ گفت:

    چرا دان نمیشه؟؟؟؟؟؟

  70. مه گل (nm:gh) گفت:

    متشکرم عزیزم

  71. zahra گفت:

    سلام رمانت عالیه پیشنهاد میکنم همه این رمانو بخونن.???

ارسال دیدگاه

به عنوان فروشنده و یا بازاریاب ثبت نام کنید

توجه فرمایید که بعد از تایید مدیریت ثبت نام شما تکمیل خواهد شد.

...بیشتر

برای ارتباط بیشتر با رمانکده ما را در صفحه های اجتماعی دنبال نمایید.

  • telegram
  • google
  • facebook
  • instagram
خبرنامه

جهت دریافت آخرین مطالب منتشر شده ایمیل خود را وارد نمایید.